امروز: چهارشنبه 28 آذر 1397
دسته بندی محصولات
بخش همکاران
بلوک کد اختصاصی

بررسی موقعیت جغرافیایی ایران

بررسی موقعیت جغرافیایی ایران دسته: جغرافیا
بازدید: 2 بار
فرمت فایل: doc
حجم فایل: 49 کیلوبایت
تعداد صفحات فایل: 88

موقعیت جغرافیایی ایران بگونه ای است كه همواره مورد سكونت انسانها از هزاران سال پیش از تاریخ قرار گرفته است نجد ایران مثلثی است بین دو فرورفتگی خلیج فارس در جنوب و دریای خزر در شمال كوههای مغرب یا سلسله زاگراس از شمال غربی به جنوب شرقی امتداد یافته است و سلسله جبال البرز در قسمت شمالی مثلث مذكور قرار گرفته است

قیمت فایل فقط 22,000 تومان

خرید

مقدمه

موقعیت جغرافیایی ایران بگونه ای است كه همواره مورد سكونت انسانها از هزاران سال پیش از تاریخ قرار گرفته است. نجد ایران مثلثی است بین دو فرورفتگی خلیج فارس در جنوب و دریای خزر در شمال. كوههای مغرب یا سلسله زاگراس از شمال غربی به جنوب شرقی امتداد یافته است و سلسله جبال البرز در قسمت شمالی مثلث مذكور قرار گرفته است.

به شهادت تاریخ و گواهی باستانشناسانی كه از سالها قبل از این، در مناطق مختلف و بر روی آثار بجای مانده از ایران باستان كند و كاو می كردند نجدایران از جمله اولیه نواحی سكونت بشر اولیه بوده است. در قسمت داخلی نجد ایران از جمله مناطقی كه مورد سكونت قرار گرفته است دشت پهناور خوزستان یا سوزیانای[1] قدیم است این دشت كه در قسمت جنوب غربی قرار گرفته است همان امتداد دشت بین النهرین است.

تحقیقات باستانشناسی نشان داده است كه انسان عهد حجر كه تازه از كوه فرود آمده و در دشت سكونت گزیده بود بر روی مسیر كمانی شكل اطراف كویر نمك واقع در مركز ایران ساكن شد. (هزاره پنجم ق.م) از جمله قرارگاههای انسانی بر روی این مسیر سیلك كاشان، قم، ساوه، ری و دامغان است.

بشر اولیه تا زمانی كه یكجا نشینی را آغاز نكرد نتوانست به طور مطلوب از صنایع مختلف از جمله سفالگری، كشاورزی، دامداری و غیره بهره لازم را ببرد. اگرچه باستانشناسان، قدیمی ترین ظروف گلی حرارت دیده را به هشت هزار ق.م نسبت می‌دهند و نمونه آن در غار كمربند در نزدیكی بهشهر بدست آمده لیكن سفالهای این دوره ضخیم، كم پخت، شكننده، خشن، قهوه ای رنگ و بدون نقش است و در آن مقدار زیادی علف به عنوان شاموت[2] بكار رفته است و این نشاندهنده آن است كه سفال در این سالها در مرحله ابتدایی پیشرفت خود بوده است و احتمالاً مدت زمان زیادی از استفاده پوسته كاسه ای گیاهان و قطعات سنگی با سطح مقعر به عنوان ظرف نگذشته بوده است.

در مرحله بعد با گذشت زمان و تشكیل دهكده ها و پیشرفت صنایع مختلف بخصوص سفالگری، ظروف سفالی ظریفتر، با ضخامت كمتر و با درجه حرارت بالاتر پخته شدند و كم كم نقوش مختلف با تكامل تدریجی خود بر روی ظروف بكار گرفته شد كه این تكامل تدریجی را با بررسی لایه های مختلف تپه های سیلك كاشان، شوش و سایر نقاط می توان مشاهده كرد.

همزمان با شكل گیری نقوش تزئینی بر روی سفال، با هنر نقش برجسته در این دوره‌ها روبرو هستیم. هنر نقش برجسته از هنرهایی است كه ایرانیان باستان از هزاران سال پیش از تاریخ به آن توجه داشتند لیكن این هنر در اندازه های بزرگ آن بیشتر بر روی سنگ و با حجاری اجرا می شد و فقط اندازه های كوچك آن بود كه به كمك فلز و گاهی گل انجام می شد. نقوش این نقش برجسته ها در بیشتر مواقع واقعی و در مواردی در دوره هایی خاص نقوش تجریدی بكار می رفت.

امروزه نقش برجسته ها بیشتر حالت تزئینی یافته اند و در اندازه های مختلف بیشتر با گل برای تزئینات داخلی و خارجی بكار می روند. آنچه باعث كاهش ارزش این آثار به عنوان هنر می شود طرحهایی است كه هنرمندان اجرا می نمایند. بیشتر طرحهایی كه امروزه نه فقط در نقش برجسته بلكه در هنرهای دیگر نیز اجرا می شود چیزی جز تقلید زود هنگام از هنر غرب نیست كه هیچ گونه سنخیتی با فرهنگ و تمدن ایرانی ندارد. تمدنی كه در آن با وجود همه پستیها و بلندیها، هنر روال طبیعی تكامل خود را طی كرد و در این راه هیچگاه از چهارچوب روح ایرانی خارج نشد.

در طراحی پروژه عملی ارائه شده سعی شده است نیم نگاهی به هنر اصیل ایرانی، سفالگری و هنر اصیل ایرانی، نقوش روی سفال، صورت گیرد.

در طراحی این نقوش، از نقاشی های اجرا شده بر روی سفال پیش از تاریخ بخصوص در سه منطقه سیلك كاشان، شوش و تل باكون الهام گرفته شده است.

در این رساله نیز هر چند سعی شد تا نقوش بیشتر از حیث معنی و مفهوم مورد بررسی قرار گیرند ولی بدلیل كمبود منابع این منظور به طور كامل برآورده نشد.


فصل اول

1- اهمیت هنرهای ایران (تزئینات و آرایه ها)

هنر از جمله اموری است كه در هزاره های پیش از تاریخ هم همراه همیشگی بشر بوده است و همگام با پیشرفت فرهنگ و تمدن بشر به رشد و توسعه خود ادامه داده است و امروزه كه بسیاری از علائم و نشانه های فرهنگ و تمدن های قدیم از بین رفته است آثار هنری كه از آن زمان باقی مانده است تا حدود زیادی به دانسته های ما در مورد این تمدنها و فرهنگ انسانهای پیش از تاریخ می افزاید البته در این میان ایران از جمله مناطق محدودی است كه مورد سكونت بشر اولیه قرار گرفته و هنر در این سرزمین مورد توجه خاص بوده و با ویژگیهای مخصوص این سرزمین تكامل یافته است.

دكتر آرتور اپهام پوپ در مورد اهمیت و ویژگیهای هنر ایران چنین می نویسد: «در سراسر تاریخ دراز و پر حادثه ایران كه پر از انقلابها و پیروزیها و شكستها و كام و ناكامیهاست و همیشه در پی هرافول و نزولی صعود و ترقی پرثمری داشته هنر بزرگترین مایه و صفت خاص آن و هدیه دائم ملت ایران بتاریخ جهان بوده است.

هنر ایران در درجه اول به زندگی پیوند نزدیك دارد و تار و پود آن از تجربیات بشری بافته شده است. آنچه را كه خوار مایه و بازاری است می آراید و زیور می‌بخشد. در همه دوران ایران باستان هنر ایران نیروهای آسمانی را می جوید و می‌كوشد با وسایلی كه دارد با این نیرو ارتباط بیابد، از او یاری بخواهد، قهر و خشم او را فرو بنشاند و او را مدح و ستایش كند. از قدیمترین زمان اگرچه هنر امری عادی و معمول بود ایرانیان برای زیبایی مقامی بلند قائل بودند. در طی قرنها همیشه ذوق و فهمی عام و استادانه مایه ترقی هنر بود. حمایت شاهان كه نسبت به هنر دلبسته و كریم بودند پیوسته وجود داشت و زیبایی همیشه و در هر امری به مقام عالی می رسید.

هنر با زندگی پیوسته بود و انواع هنرها نیز با یكدیگر پیوند داشتند شیوه تجزیه و تقسیمی كه امروز معمول است شاید در نظر هنرمند ایرانی عجیب می نمود. هر هنری از هنر دیگر مشتق می شد. اغلب موضوع نقاشی و شاعری یكی بود و شاعر و نقاش هر یك نكاتی از الهامات ذهن خود را بدیگری القا می كردند. هر دو در اجرای امر واحدی می كوشیدند و اینقدر كم در بند شهرت و نام خود بودند كه ایثار نفس و فروتنی ایشان برای ما موجب تعجب است»[3].

هنرمند ایرانی در راه ایجاد اثر هنری خود پیوسته به هدف و آرمانی و الهامی اندیشید و با این اندیشه احساسات درونی خود را به دنیای مادی منتقل می كرد و به خاطر وجود همین تفكر و جنبه فراطبیعی هنر هیچگاه در پی بجا گذاشتن نام و نشانی از خود بر نیامد.

«هنر ایرانی بر تزئین مبتنی است. از همان آغاز هنرمندان خواسته اند نقشهایی را كه كنایه و نشانه ای از اشكال و امور خارجی است بنگارند و این شیوه در نظر بعضی از فیلسوفان عمل اصلی و خاص ذهن بشری است. در این شیوه امور خارجی با نقشهایی تصویر می شود كه آنها را تعبیر و تنظیم می كند. این گونه نقشها نه همان اشیاء را به صورت انتزاعی نشان می دهد بلكه جنبه عاطفی آنها را نیز جلوه گر می سازد و چون این نقوش بر عادات و عقاید دینی مبتنی باشد و رابطه میان هر علامت با آداب مذهبی ادراك شود ممكن است عمیق ترین تاثیر را بوجود بیاورد.

ابهت و جنبه روحانی هنر باستانی ایرانی بسبب آنست كه كمال آن در تزئین مطلق است. تزئین كه منبع اصلی و هدف هنر ایرانی است تنها مایه لذت  چشم یا تفریح ذهن نیست بلكه مفهومی بسیار عمیق تر دارد.

نخستین ادراك مبهم ولی اساسی كه بشر از جهان داشت با نقوش و اشكال تزئینی صورت خارجی یافت و بوسیله همین نقوش انسان با سرنوشت دشوار و پرخطر خویش ارتباط بیشتری پیدا كرد. هر نقش و شكلی وسیله ای برای پرستش و مایه ای برای راز و نیاز و آرامش و نیروی باطنی گردید. بسبب مجموع این امور هنر تزئینی ایران كه از تجربیات ضروری ناشی شده بود به بالاترین درجه كمال رسید و چون پیوسته بتاثیر این عوامل ظریفتر شده و توسعه فراوان یافته است اكنون می تواند مستقیماً با دل آدمی سخن بگوید.»[4]

چنانچه امروزه با مشاهده نقوش تزئینی بر روی اشیاء بجا مانده از آن دوران دریافته می شود كه نقوش طراحی شده توسط هنرمند آن زمان اگرچه دارای اشاراتی به زندگی و عالم واقعی است لیكن بیشترین توجه آن به سمت عالم غیر واقعی و روحانی است.

«این نقشهای رمزی برای آنكه در ذهن انسان تاثیر كند و روح را به هیجان بیاورد لازم بود كه با وجوه اصلی ادراك بشری متناسب گردد. نقاشان می بایست زبانی برای بیان عواطف كشف كنند، نه تنها به منظور آنكه نقشهای شناختنی حاكی از اشیاء و وابسته به زندگی بوجود آورند، بلكه به آن قصد كه اندیشه خود را با نقوشی بیان كنند كه هر یك بخودی خود دارای تاثیر خاصی باشد. البته این روش با علم و اراده هنرمند پیش نمی رفت اما هنرمندان كهن كه نخستین نگارگران ظروف سفالی بودند علائم و اشكال خاصی ابداع كردند كه در نهایت وضوح و شدت تاثیر بود و این نقوش قراردادی برای ذهن خیال پرور ایرانیان راه توسعه و ترقی را گشود. نقاشان این اه را در طی هزاران سال پیمودند. نقاشان ایران در عین آنكه به رسوم كهن پایبند بودند و آن را با متانت و وفاداری حفظ می كردند در تكمیل آن رسوم و ابداع دقایق جدید كوشیدند. اگر این هنر بر اثر حوادثی كه نیروی ملی ایران را ناتوان می كرد گاهی رو به ضعف نهاد قالبهای آن روح كهن را حفظ كرد و زمینه را برای تجدد و تجدید رونق آماده نگهداشت.»[5]

این به نحوی بود كه با وجود فواصل زیاد از نظر مكانی و زمانی بین تمدنهای مختلف كه گاهی به صدها كیلومتر و هزاران سال می رسید و نیز دگرگونیهای اساسی در تمدنها، روح حاكم بر هنر ایرانی هیچگاه به طور كامل از بین نرفت و با نابود شدن یك تمدن هنر ایرانی در منطقه‌ای دیگر از این سرزمین با همان روح حاكم به تكامل خود ادامه داد.

«این امر كه در ایران نقاشی تابع شعر و اندیشه های دینی و فلسفی است نباید اتفاقی تلقی شود، ایرانیان چنانكه ادبیات هزار ساله ایشان نشان می دهد شاعرترین ملتها هستند. برای این نوع نقاشی كه معمول هنرمندان ایران است در زبانهای اروپائی اصطلاحی كه كاملاً متناسب با آن باشد وجود ندارد، كلمات تزئین و آرایش هر دو مفهوم پست تری دارند و حاكی از اموری است كه فرع و تابع حقیقت و اعتبار ملی است.

شاید بسیار اشتباه نكرده باشیم اگر هنر ایران را هنر نقش مطلق بخوانیم یعنی هنری كه باید ما نند موسیقی و معماری تلقی شود. راستی هم غالباً مهمترین نمونه های هنر تزئینی به موسیقی مرئی تبدیل شده است، زیرا كه این هنر از زیبایی و كمال اجزاء، و حسن تركیب آنها به صورتی با معنی و موثر و در هیاتی كه دارای قدرت تاثیر باشد حاصل می شود و هرگز اشیاء را با صفات اصلی كه معرف جنبه خارجی یا جاندار آنهاست نمایش نمی دهد.

چنین هنری در دست استادان فن دارای چنان قدرت و نفوذی است كه هرگز نمایش طبیعی اشیاء به پای آن نمی رسد. گویی تا عمق وجود ما تاثیر می كند. گاهی چنان لذتی می یابیم كه از خود بی خود می شویم و گاهی از تماشای آنها آرامشی لطیف در روح ما پدید می آید.

برای آنكه نقاشی در خور احترام باشد لازم است كه هدف آن از تقلید و نمایش طبیعت فراتر رود. نخستین شرط ضروری زیبایی، كمال نقش است و كوشش در حصول این كمال مهمترین وظیفه هنرمند بشمار می رود و این نكته كه تازه در مغرب زمین مورد قبول قرار گرفته است در آسیا همیشه امری مسلم و عادی شمرده می شد. اما ادراك زیبایی نقش مطلق بوسیله استدلال ممكن نیست و قابلیت این ادراك را نه به آرزو و نه به دعوی می توان كسب كرد.

تجربه ای دقیق و احساسی صادقانه و قابلیت ادراك كمال، و همدلی با طبیعت، و تخیلی پرورده و منظم چنانكه بوسیله موسیقی و ریاضی كسب می شود، و نیروی حفظ آداب و سنت های كهن و عادت به آنكه بتوان از صورت به معنی و مبدا پی برد، و استادی و مهارتی از روی علم و آگاهی تا هنرمند بتواند آن معانی را كه دریافته است بپروراند و صورت و شكلی به آن بدهد، این صفات لازم است تا هنر طراحی یا نقش مطلق به حد كمال خود برسد. هنر ایران در همه دوران خود و در طی قرنهای متمادی این صفات را داشته است.»[6]

البته باید این را هم گفت كه همانطور كه هنرمند پیش از تاریخ باید دارای خصوصیات ویژه می بود تا بتواند این نقوش را بپروراند و طراحی كند امروزه نیز با مشاهده ساده و عدم تعمق، این نقوش به صورتی اگرچه زیبا، بی مفهوم دیده می شود و بدون تامل و تفكر و تحقیق نمی توان به مفاهیم عمیق این نقوش پی برد.

«در ایران هنر به آهستگی تكامل یافت و اصول و مبانی خود را كه به محك زمانی آزموده شده بود تكمیل كرد و در عصرهای متمادی همچنان سلطه داشت. یكی از این مبانی صراحت و روشنی بود. ذهن ایرانی بنهایت  منطقی و استدلالی بود حتی خیالپردازیهای او چه در افسانه ها و داستانهای پریان و چه در توصیف دیوهای نابودنی اغلب رنگ زندگی و امكان قبولی داشت.

اما این اصرار در صراحت و جستجوی كمال در حسن نظم و زیبایی حركت و خط و رنگ هرگز هنری سرد و دور از زندگی بوجود نیاورد. البته اعتراف باید كرد كه گاهی ممكن است بیش از آنچه باید دقیق و تعمدی و ملال انگیز باشد اما این گونه نقصها در هر شیوه ای هست. بر روی هم هنر ایران همیشه متعادل و متناسب و جا مع بوده است.

طراحان هنر ایرانی از هنرمندان كشورهای دیگر در ایجاد طرحهای در هم پیچیده كه بهم انداختن و هموار كردن آنها مستلزم چیره دستی و قوه تخیل است مهارت بیشتری داشتند و در عین حال در تبدیل شكلها به ساده ترین صورت استادی خاصی نشان می‌دادند. در ترسیم خطوط پیرامون شكلها بطریقی كه خصوصیات نقش را جلوه بدهد استاد مسلم بودند و خوب می دانستند كه چگونه می توان امری را با خطوط ساده بی‌افراط در نقوش و صور بیان كرد.

اگرچه هنر ایرانی در بعضی از دوره‌ها تنها در پی آن بود كه با ساده‌ترین و سریع‌ترین وسیله تاثیری عظیم ایجاد كند در تمام ادوار مهارت و ریزه‌كاری در آن اهمیت فراوان داشت. در ضمن جستجو و كوششی كه ایرانیان برای تكمیل هنر خود بكار می بردند گاهی نیز خواه بر اثر توجه خود و خواه در نتیجه تاثیر یونان و روم به تقلید طبیعت و نمایش امور واقعی پرداختند و در آن به مقامی عالی رسیدند. اما این شیوه هیچگاه ایرانیان را خرسند نكرد. این كار در نظر ایشان سطحی و خصوصی و فردی جلوه می كرد. ذوق ایشان بیشتر در نمایش اشكال طالب آن شیوه بود كه از قید زمان و مكان آزاد باشد و طعم فنا ندهد بلكه بسوی بقا میل كند.»[7]


2- سفال و سفالگری معرف فعالیت جوامع بشری

اگرچه امروزه علم باستانشناسی پیشرفت شایانی نموده است و می توان بوسیله این علم تاریخ و اطلاعات بسیاری در مورد تمدن و فرهنگ های پیش از تاریخ بدست آورد لیكن هنر بشر پیش از تاریخ نقش بسیار عظیمی را در پیشرفت این علم ایفا كرده است و در واقع علم باستانشناسی بر پایه آثار هنری استوار گشته است به گونه‌ای كه اگر انسان پیش از تاریخ هیچ گونه اثر هنری از خود باقی نگذاشته بود دانسته های ما بسیار ناقص تر از آن چیزی بود كه در حال حاضر می دانیم.

خانم لیلا رفیعی در كتاب خود چنین می نویسد:

«هنر اقوام و ملل در حكم حركتی بالنده تحت تاثیر شرایط ویژه اجتماعی- اقلیمی مسلط بر محیط زیست انسانها و محل نشر و نمای آنان. هنرهای ملی عموماً نشانه‌هایی است از سیر تكامل فرهنگ و اوضاع و احوال ویژه هر قوم.

از جمله مدارك موجود برای ثبوت غنای فرهنگی هنری و رشد و نمو تمدن هر قومی در دوران باستان پیشرفت هنر سفالگری آن قوم است. در ایران باستان نیز سفالگری از لحاظ صنعتی، اجتماعی و اقتصادی كهنترین، جالبترین و مهمترین هنرها محسوب می شود و ارزش هنری و فنی آن گویای قدر و منزلت والای این هنر در این منطقه بسیار كهن است.»[8]

این هنر تنها هنری است كه تقریباً از همان اولین روزهای متمدن شدن بشر باوی همراه بوده است و همگام با متمدن تر شدن او تكامل یافته و نیز امروزه به میزان فراوان در مناطق مختلف باستانی همانند سندی مكتوب بدست ما رسیده است.

«در واقع هنر سفالگری به دلیل  عمومیت و مردمی بودن آن در هر منطقه، ناحیه و حتی كارگاه گویای ویژگیهای اقلیمی، تاریخی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و هنری كسانی است كه در آن منطقه می زیسته اند. زیرا طرز ساخت ظروف و اشیاء سفالین از نظر روش فنی، اشكال، رنگها و نقوش تزئینی مورد استفاده زبان گویایی است كه پس از هزاران سال ما را به شیوه تفكر و قدرت تخیل سازندگان آن آشنا می كند و رازهای بسیاری را كه نگارش و تكلم قادر به انتقال آن نبوده است بر ما فاش می سازد.

سفالگر باستانی به دلیل نبود خط و كتابت از طریق تغییراتی كه در شكل ظاهری و نقوش تزئینی بوجود می آورده افكار خود را در رابطه با طبیعت و جامعه زمان خود به ما منتقل كرده است، استادی و مهارت این سفالگران اولیه در طرحها و نقوش و فنون مختلف گاه بسیار شگفت آور است.

شاید به جرات بتوان گفت كه سفالگری تنها چیزی است كه از هزاران سال پیش از تاریخ تا امروز ادامه یافته و در ایران نیز از نظر تنوع سبكها، تحول روشهای فنی، فراوانی فرمها و غیره با دیگر هنرهای كهن مقایسه پذیر نیست بلكه از آنها با ارزشتر و ستایش انگیزتر است.»[9]

هنر سفالگری به خاطر مواد و مصالح مخصوص به خود هیچگاه به سادگی دچار آسیب نمی شود و اگر مستقیماً در مقابل عوامل جوی قرار نگیرد هزاران سال به طور سالم باقی می ماند و می بینیم اگرچه هنری چون فلز كاری هزاران سال بعد از سفالگری بوجود آمد اما آثار فلزی بجا مانده از اولین دوره فلز بسیار كمتر از ظروف سفالین ابتدایی است.

«سفال ایرانی پیوسته به عنوان هنری مردمی شناخته شده است. از طریق سفالینه‌هاست كه مزیت و قدرت آفرینش صنعتگران و عمیقترین جلوه های بیان آنها را در می یابیم. زیرا این هنر كه از دوران پیش از تاریخ مضامین مختلفی را بیان كرده است تنها یك بیان ظاهری نیست بلكه صنعتگر در حقیقت از طریق آن دید خود را از طبیعت بوسیله طرحهای زینتی نشان داده است و همین عینیت هنرمندانه بوده كه مردم ایران را به عنوان استادان سربلند سفالگری معرفی كرده و دستیابی به ابتكارات مختلف در روشهای فنی جدید و بهره وری از امكانات و طرحهای گوناگون و زیبا و آفرینش مضامین زینتی جدید را برای آنان ممكن ساخته است.

اندك تحقیق و شناختی در تایخ سفال كهن ایران نشان می دهد كه گرایش شدید به جستجوی مضامین زینتی تازه و پدید آوردن روشهای فنی بهتر و جدیدتر در تمام اعصار هنر ایران نیز یافت می شود. در دوران پیش از تاریخ سفالگر ایرانی قادر به ساختن زیباترین سفال منقوش در جهان بوده است.

هنرمند سفالگر دوران كهن بدون در دست داشتن ابزار پیشرفته كنونی و بدون بهره‌گیری از دانش امروزی توانسته است با قدرت درك عمیق و احساس بی نظیر خلاقیت خود را همراه با اصالت و طبیعت نشان داده و ابدیت را نمایان نموده و اینها مضمونهایی است كه در سفالگری امروز به ندرت به چشم می خورد.

باید اعتراف كرد كه بیان هنرمندان سفالگر در دورانهای باستانی بسیار گویاتر، عمیقتر و با احساستر از سفالگر امروزی بوده است. سفالگر این دوره با وجود استفاده از جدیدترین اختراعات علمی، دیگر امكان یا فرصت انتقال مفهوم یا مضمونی را به بیننده ندارد و تنها در فكر تكثیر و بالا بردن میزان تولید خویش است.

تعریف سفال:

سفال= سفال= سوفال= سوفار= سفاله. این اصطلاحات همگی به معنای اشیاء ساخته شده از گل پخته هستند.

اصطلاح سفال به معنای عمومی پوستهای گردو، پسته، بادام، فندق و پوست انار خشك نیز آمده است.

سفال در واقع نخستین محصول هنری و صنعتی مردمان اولیه (پس از سبدبافی) و حاصل نیاز و شعور آدمی در بكارگیری عوامل طبیعت است و از آنجا كه مواد اولیه آن: خاك، آب و آتش در سرزمینهای محل سكونت بشر یافت می شده نشانه های تولید آن را در تمامی نقاط مسكونی انسان مشاهده می كنیم.»[10]

سفال ایران در دوران پیش از تاریخ

سفالگری در ایران بر پایه و مبنایی استوار بنا گشته است یعنی دارای چنان قدمتی است كه هرگز نمی توان گفت هنری  عاریتی از سرزمینی دیگر است. از ابتدا در همین سرزمین ابداع شده است و در همین سرزمین توسط اقوام مختلف تكامل یافته است.

«سفالگری فعالیت اصلی جامعه روستایی ایران باستان بوده است. سفال ایران شیوه‌های وسیع و متنوعی را دنبال كرده كه بازتابی است از ویژگیهای جغرافیایی شهرها و مناطق كوهستانی مختلف، دره های عمیق و دشتهای گسترده به طوری كه هر منطقه هویت ویژه خود را در تولیدات سفالینش جلوه‌گر ساخته است. در واقع سفالگری هنری است كه به صورت سنتی از ادوار بسیار كهن طی گذشت هزاران سال اصول فنی با ارزشی را تا امروز حفظ كرده است. ارزش هنری سفال امكان شناخت حرفه‌ها، صنایع جوامع و دیگر آثار مادی طوایف بشری در قلمرو فرهنگهای گوناگون را فراهم می سازد.

یك شیء سفالین نه تنها سلیقه ابداع كننده بلكه نشانه های معینی از زندگی اجتماعی و دوره زندگی و ویژگیهای مادی و معنوی آن را به ما نشان می دهد و وسیله مستقیمی برای شناسایی تمدن شهرها، ادوار و اقوام مختلف است زیرا هر ملتی برای تزئین سفالهای خویش نشانه ها، اشكال و تزئینات ویژه خود را بكار می برده است. شكل، رنگ، نقش، لعاب و میزان حرارت و حتی نوع خاكی كه هنرمند برای كار خود انتخاب كرده است مجموعاً نهادها و نشانه هایی هستند برای برقراری ارتباط میان انسان امروز و نیاكان هزار سال پیش او و از راه آشنایی با این زبان ویژه می توان به راز و رمز زمان و محیط اجتماعی و طبیعی هر منطقه نزدیكتر شد.

ژان لوئی اوئو، شوش را نخستین كانون سفال منقوش شناخته و تاریخ آن را هزاره پنجم پیش از میلاد معین كرده است.

قیمت فایل فقط 22,000 تومان

خرید

برچسب ها : بررسی موقعیت جغرافیایی ایران , اهمیت هنرهای ایران (تزئینات و آرایه ها) , سفال و سفالگری معرف فعالیت جوامع بشری

نظرات کاربران در مورد این کالا
تا کنون هیچ نظری درباره این کالا ثبت نگردیده است.
ارسال نظر