امروز: چهارشنبه 23 آبان 1397
دسته بندی محصولات
بخش همکاران
بلوک کد اختصاصی

بررسی معماری ایران در دوره سلجوقی

بررسی معماری ایران در دوره سلجوقی دسته: معماری
بازدید: 1 بار
فرمت فایل: doc
حجم فایل: 39 کیلوبایت
تعداد صفحات فایل: 62

معماری سلجوقی موقر و نیرومند و دارای ساختاری بغرنج بود ولی اینهمه نه ناگهانی بودند و نه تصادفی، بلكه تجلی متعالی یك رستاخیز ایرانی بود كه در اوایل سده دهم با سامانیان آغاز شد این رستاخیز در زمان سلجوقیان به اوج خود سید، چون هرچند ایجاد آثار هنری پس از سده دوازدهم نیز ادامه یافت، الخطاطی مشهود در نیروی خلاق پدیدار گردید این مساله اغلب وقتی صادق است

قیمت فایل فقط 15,000 تومان

خرید

سلجوقیان: ساختمان مظهر زیبایی

معماری سلجوقی موقر و نیرومند و دارای ساختاری بغرنج بود. ولی اینهمه نه ناگهانی بودند و نه تصادفی، بلكه تجلی متعالی یك رستاخیز ایرانی بود كه در اوایل سده دهم با سامانیان آغاز شد. این رستاخیز در زمان سلجوقیان به اوج خود سید، چون هرچند ایجاد آثار هنری پس از سده دوازدهم نیز ادامه یافت، الخطاطی مشهود در نیروی خلاق پدیدار گردید. این مساله اغلب وقتی صادق است كه نیروی جنبش یك عصر بزرگ به نهایت می رسد و گرایش به ایجاد بناهای تاریخی و كارهای پهلوانی جای خود را به داستانسرایی و یادآوری گذشتگان می دهد.


زمینه فرهنگی

ایران علاوه بر منابع دایمی خود مقدار زیادی از ثروت اقتصادی و معنوی قلمرو و عباسیان برخوردار بود كه در اواسط سده هشتم در تحت تسلط ایرانیان در بغداد ایجاد شد. انگیزه های خلاق جامعه های متفاوت و غالباً رقیب، پیوسته حیات فرهنگی و تفكر اسلامی را گسترده و تقویت می كرد و محتوی غنی تر و سرمشقهای تازه‌تر زیباشناختی و معنوی فراهم می ساخت. مهمترین آنها تناسب سازی و حفظ فرهنگ یونانی بود. علم و حكمت یونانی، از طریق ترجمه های سازمان یافته با سرمایه مامون عباسی (813-833) در ایران شناخته شد. و در آنجا هم درست مانند پیدایش رستاخیز در اروپا، تاثیری قاطع داشت. آثار جالینوس، افلاطون و ارسطو به وسیله همه رهبران فكری ایران با پیگیری مطالعه شد. به علاوه، خلفای عباسی علاقه عمیقی به معارفدر جدی ترین شكل آن داشتند. (اطلبوالعلم ولو بالعین) سفارش پیامبر اسلام بود و بعد از عبادت، كسب معرفت مقدسترین كار تلقی می شد، كه حتی برایمان بی دلیل ترجیح داشت.

منصور عباسی (754-75) در تشویق علوم شركت جست و حمایتش از شعرا و فضلا پیدایش گروههایی برای مباحثات جدی را معمول ساخت. چنین تاسیساتی با علاقه مورد پذیرش قرار گرفت و راه موثری برای ایجاد و ترویج فرهنگ تازه شد. در سراسر اعصار اولیه اسلامی، با اینكه نبوغ ایرانی برای اداره امپراطوری اسلامی اهمیت اساسی داشت، شخصیت ملی خود ایران سترون و افسرده مانده بود. ولی در اثنای سده دهم ایران، شاعران، حكما، ریاضی دانان، منجمان، طبیعی دانان، مورخان، جغرافیدانان و لغت نویسان برجسته ای پرورد، كه اغلب درخشان و بسیاری شان دارای اعتباری بی‌همتا بودند و و همه با اصالت، شجاعت و ظرفیت فرهنگی فراوان، عصر ساسانی علی رغم كشمكشهای سخت و طاقت فرسا در ایران، دوران ادب و تمدن بود. بی‌شك در مقام مقایسه، همان عصر در اروپا دوران تاریكی به شمار می رفت.

بی شك مهمترین عنصر در آغازگری رستاخیز ملی ایران شاهنامه فردوسی بود كه در سال 1010 به اتمام رسید. این كتاب كه از بزرگترین حماسه های جهان است، بلافاصله به طور دائم در دلهای مردم راه یافت. از آ‎غاز پیدایش اسلام كه ایران آن را با علاقه پذیرفت، هیچ اثر هنری مستقلی را پیش از فردوسی نمی توان ذكر كرد. با اینكه عربی جایگزین فارسی شده بود، فردوسی منظومه خود را به شعر فارسی نوشت و به پاكسازی زبان از واژه های خارجی پرداخت و به آن شخصیتی تازه و نیرومند بخشید. او در تمام پنجاه هزار بیت شعرش بیش از نهصد و هشتاد و چهار عبارت عربی به كار نبرده و بقیه فارسی سره است. او نه تنها بهره گیری از زبانی نوسازی شده و با شكوه را احیاء كرد، بلكه كتابش اعتماد و میهن پرستی تازه‌ای پدید آورد. شاهنامه افتخارات گذشته ایران را بیان، سنت های آن را احیاء جشن های ملی را تجدید، احساسات ملی را تریوج و در عین حال آینده اش را پیشگوئی می كرد.

در این لحظه حساس از تاریخ ایران رسوم ملی نیروی جنبش چشمگیری یافت. فردوسی از طریق دستاورد خویش ذخایر ایران را به حركت در آورد.م او مقام بزرگترین شاعر ایران را داراست و نه تنها در غنای فرهنگی ملتش سهیم است.

مییل فطریشان به ریاضیات و علوم طبیعی را هم تشویق كرده. به این ترتیب روح استقلال معنوی و خلاقیت در سراسر ایران نفوذ می كرد و دستاوردهای این عصر می‌توانست كشور را برای از سر گذراندن مصایبی كه در راه بود رهبری كند.

فرمانروایان كه در میانشان فضلا و شعرای واقعی هم بود، در حمایت از شعرا، هنرمندان و فضلا با هم رقابت می كردند. حامی علم و ادب بودن وظیفه ای شاهانه تلقی می شد و نشانه با ارزش برای احراز مقام و قبول عامه بود.

كتابخانه های عصر گویای داستان فرهنگی با مشاركت وسیع است، كه در آن معرفت محترم شمرده می شد. صاحب بن عباد وزیر آل بویه كتابخانه بزرگی داشت با بیش از 000/200 مجله كتاب. هر مسجد یك مجموعه كتاب داشت و قاضیان گردآوری و حفظ آنها را تشویق می كردند. قاضی نیشابور خانه ای را همراه با كتابخانه برای استفاده خاص علمایی كه از آن شهر دیدار می كردند، اختصاص داد و حتی هزینه زندگی آنها را هم تأمین می كرد. یكی از معروفترین كتابخانه ها را عضدالدوله گرد آورد. و در بنای خاصی در شیراز جای داد. تالار طاق ضربی بزرگی به اطاق های متعدد باز می شد كه در آنها كتاب ها را در صندوق های مخصوصی نگهداری می‌كردند. فهرست منظمی برای آنها تنظیم شده بود. البته بقیه جهان اسلام هم در علاقه ایران به كسب معرفت سهیم بود، مثلاً ابن ندیم بغدادی از همه كتابهای شناخته شده در آن عصر اعم از اسلامی و غیر اسلامی، فهرست مفصلی تالیف كرد. این كتابخانه‌ها مورد استفاده وسیع و عاقلانه ای قرار می گرفت، درهای اغلبشان به روی همه استفاده كنندگان باز بود و تسهیلات- از جمله اعتباراتی برای قلم و كاغذ- تأمین می شد.

از این اوضاع و احوال یك عده، فضلا، علماء، طراحان و هنرمندان پدید آمدند كه در بسیاری زمینه ها به كامیابی های مهمی دست یافتند. در هر دو عصر آل بویه و سلجوقی برخی از بهترین منسوجاتی بافته شد كه تا كنون به دست آمده است. طرحهایی قوی و سنگین، با اصالت و برازندگی و تجسم نمایان و در عین حال فنون بافندگی بی همتا.

متخصصانی كه سفالگری این عصر و بیشتر كارهای نیشابور و سمرقند را دیده اند آنها را ظریف ترین آثاری می دانند كه تا كنون شناخته شده است. نیمه دوم سده نهم شاهد ظهور عده ای از دایره المعارف ها و تاریخهای عمومی، لغت نویسان و نحویانی بود كه به طور جدی برای تكمیل زبان به عنوان وسیله موثلر صراحت و ارتباط كار می‌كردند و بر رونق عصر جدید طلوع معرفت می افزودند.

هر یك از شاغل علمی موجب پیدایش متفكران بزرگی شده كه بسیاری شان در رشته های مختلف سرآمد بودند. رازی (ح 850-923) پزشك نامدار، چیزی فراتر از بزرگترین پزشك بالینی اسلام بود و در عین حال شیمی‌دان و فیزیك دانی بود كه تاثیرش در سراسر جهان اسلام منتشر شد و در عصر رستاخیز در اروپا نمایان گشت. لایق ترین همكاران او ایرانی بودند. یكی از آنان به نام دینوری در عین حال لغت نامه نویس، مورخ، گیاهشناس و منجم بود.

در سده دهم، طبری (838-923) مولف تاریخ موسیقی ده جلدی[1] كه حاوی اطلاعات تاریخی و حتی باستان شناسی با ارزشی است، یك زیج، صورالكواكب و برخی ابزارهای نجومی ابتكاری را به وجود آورد. حكما و مورخان كم آوازه‌تری هم بودند كه البته آثارشان در سطح والایی قرار داشت. ریاضیات و نجوم سخت تشویق می‌شد و در یك دایره المعارف ایرانی مربوط به سال (976) به نام مفاتیح العلوم به خوبی تلخیص شده بود و علمایی در رشته های مختلف شرحهای مشتركی تحت عنوان رساله های اخوان الصفا منتشر می كرد. در نیمه اول سده یازدهم فعالیت فكری به نقطه اوج خود رسید. در میان فضلای این عصر دو تن از بزرگترین دانشمندان جهان بودند كه به این عصر یك برجستگی جهانی بخشیدند این دو عبارت بودند از ابن سینا (980-1037) و بیرونی (مستوفی 1048).

شاید از این دو ابن سینا بزرگتر باشد- دارای آثار بیشتر، فراگیرتر، درخشان‌تر، جامع‌تر شخصیتی سازمان دهنده و خستگی ناپذیر بود. او ریاضیدان، منجم و شاعری مادرزاد بود كه در زمینه فیزیك كارهای درخشانی كرد. و از نخستین شخصیتهای برجسته جهان در زمینه پزشكی و رشته وابسته آن داروشناسی بود. او در مقام یك مرجع استناد پزشكی در سراسر اروپا سخت مورد احترام قرار گرفت و كتابهای پزشكی‌اش تا سده هفدهم در اكسفورد و مون پلید متنهای پایه بود.

در نیمه دوم سده یازدهم عمرخیام شاعر محبوب می زیست كه در عین حال فیلسوفی اصیل و ریاضیدانی بزرگ بود. او یازده نوع مختلف از معادلات در جد سوم را تشخیص داد. در سال 1074 تقویم تازه ای تنظیم كرد. با اینهمه هنوز به عنوان یك جبران برجسته شناخته می شود. یك شخصیت كاملاً متفاوت دیگر كه بر همان عصر تاثیر گذاشت، (غزالی 1038-1111) بود كه دارای قدرتی معنوی، احساساتی عمیق و ایثار محض بود. او در شاعری، حكمت و فقه شهرت داشت ولی بنا به عرف زمان اطلاعات مفیدی در برخی از علوم بدست آورد. و رسالاتی در باب اختر شماری و اصول اساسی نجوم نوشت. سلجوقیان كه طایفه ای ترك و ایرانی بودند، به این تمدن بسیار پیشرفته وارد شدند و رهبرانشان با فرهنگ ایرانی، كه به دست سامانیان و غزنویان در آسیای میانه ایجاد شده بود، تا حدی آشنایی داشتند. آنان می باید تا حدی تحت تاثیر شكوه و عظمت غزنوی قرار گرفته باشند، ولی روش زندگی سخت گیرانه‌شان و تثایر سازنده دشتهای زادگاهشان در آسیای میانه آنان را به شیوه‌ای نیرومندتر و كم بضاعت تر معتقد ساخته بود.

سلجوقیان به رهبری طغرل بیك (1031-63) در جنگ های متعدد سالهای (1037-51) ایران را گشودند. بقایای دولت آل بویه را بر انداختند. و سلسله سلطنتی مهمی تاسیس كردند كه در تاریخ كمتر نظیری داشت.

آلپ ارسلان، ملكشاه، سلطان سنجر همه مردانی صمیمی و جدی بودند. كه برای حكومتی توام با عزت زاده شده بودند.

معماری سلجوقی

قدرت و نجابت معماری سلجوقی بی شك به بهترین صورتی در مسجد جامع اصفهان تجلی كرده، كه یكی از بزرگترین مسجدهای جهان است. اصفهان از اوایل اسلام به خاطر در مركز قرار داشتن و زیبائی های طبیعی اش مستعد بزرگ شدن بود و ناگزیر مسجد جامعش می باید بزرگ می شد. مسجد جامع اصفهان، به عنوان یك بنای با شكوه در شهری كه در اعصار كاملاً مختلف و در دوران فرمانروایان متعدد به پایتختی برگزیده شد، كاملاً سلجوقی نبود، ولی آن بخشهایی كه از عصر سلجوقی است، حتی امروز هم شكوه عمده آن است. در بیت ساختمان كاملاً متمایز آن بیش از 800 سال از معماری ایران هویداست وتاریخ آن از سده یازدهم تا هجدهم را در بر می گیرد. در عمر طولانی آن بارها جنگ پیش آمده و بارها آسیب دیده و بازسازی شده و چیزی نمانده كه ویران شود. با اینهمه، مسجد بر جای است و همه تریباسی كنند. آن كه همگی هنوز كاملاً خوانده نشده، اطلاعات خوبی درباره شكلهای عالی آن به دست می دهد.

یك حیاط چهار ایوان (60*70متر) به وسیله رواقها و دهلیزهای روباز دو طبقه كاشیكاری یا آجر نخودی احاطه شده است. یك ایوان دراز كه به ویژه كاشیكاری آراسته‌ای دارد، به یك شبستان گنبددار باز می شود كه بنا بر كتیبه‌اش به زمان نظام‌الملك در آغاز پادشاهی ملكشاه (سال 1072 و تقریباً به یقین پیش از سال 1075) ساخته شده است. (شكل 105-108، 110)

ولی برخی از بناهای قدیمی تر را هنوز می توان دید و احتمال دارد كه قسمت زیرین این مسجد از اواخر سده دهم باشد. این اطاق، فضادار و عالی با عظیمتی خیره كننده- گنبد عظیمی را نگهداشته، به قطر 17 متر كه بر روی گوشواره های سه بره قرار دارد. (شكل آنها گسترش سبك بقعه دوازده امام یزد مربوط به عصر آل بویه است). گوشواره ها به نوبه خود بر روی پایه های قطور استوانه ای قرار گرفته كه بالایشان گچ‌بری های متكائی سبك عباسی و مسلماً مربوط به زمانی پیش از ساختمان خود گنبد بوده است. (شكل 118) مسجد را رواقها و شبستانهای پوشیده از اقسام طاقهای آجری گنبد مانند احاطه كرده كه برخی دارای دنده و شبكه پشت بند مستقل به شیوه گوتیك است. (این حاكی از امكان یك رابطه همكاری است) شكل 119

اغلب این طاقها روی ستونهایی است كه تاریخ شان از پیش از سلجوقی تا عصر متفاوت است. همه ایوانها در عصر سلجوقی بازسازی یا تجدید آرایش شده است. نشان می دهد كه نقشه اصلی بنای مجسد در عصر سلجوقی قبلاً آماده بوده است.

ایوان شمال غربی كه از بیرون یك بنای راه راه است. از داخل باستونهای بزرگی (احتمالاً از سده هجدهم، چون تجدید تزئینات دارای تاریخ 1744 است). پرشده سایر اجزای مهم مجموعه مسجد جامع شامل یك شبستان طاق ضربی (ح 48*25متر) است كه در سال 1447 ساخته شده و بیشتر بدون تزئینات است. اطاقی با محرابی عالی از اوایل سده 14 مربوط به الجاتیو و مدرسه ای كه در سال 1366 ساخته شده و دارای یك طاق عرضی و ایوان ورودی جالب است.

ولی اینهمه تنها بخش هایی از یك بنای بزرگ و تودرتوست كه توصیف شان در این مختصر نمی گنجد. از لحاظ زیبائی، مهمترین واحد مسجد جامع گنبد كوچك ولی عالی شمالی معروف به گنبد خركاست. از سال 1088 كه درست در نقطه مقابل محراب قرار دارد. این شاید كامل ترین گنبد ساخته شده است. وقار و قدرت به یاد ماندنی گنبد مربوط به ابعادش نیست (با 20 متر بلندی و 10 متر قطر)، بلكه ناشی از طرح آن است. همه جنبه ها با دقت زیاد بررسی شده و در حد كمال یك غزل در یك كل كاملاً جوش خورده است. از لحاظ مكانیكی با ضرورت های ریاضی یك گنبد كمال مطلوب برابری می كند.

و در نقاط حساس به حد دقتی رسیده است كه همتای آن است. در هر گوشه چهار طالقچه هلالی باریك با ستون ه های نبشی دنباله گوشواره ها را به سمت پائین تشكیل می دهد. از سطح كف، این ستون چه ها چشم را با سرعت متوجه گوشواره‌های سه پره می كند. خود گوشواره را قوس بزرگتری احاطه كرده كه همراه با قوسهای مشابه طول دیواره های جانبی یك حلقه هشت گوش از قابهای كم عمق را نگهداشته و با پایه گنبد یكی شده است. همه شكل های قوسی از جمله گنبد دارای یك بدنه است و عنصر كلیدی یا نقشی را تشكیل می دهد كه از گوشه ها آغاز می شود. با جامعیتی متوالی یك عنصر را در میان دیگری فرا می گیرد تا آنكه كثرت آنها به تحلیل می رود و به گنبد می رسد- نتیجه نامنتظر حركت مختلط به سوی بالا. بدین سان گنبد نقطه اعتلای یك جریان نیروی عمود روست. یك چنین توالی طبیعی و منطقی از شكلهای یكسان كه با دقت تصریح شده به این فضا چنان یكپارچگی و وحدت كاملی می‌بخشد كه آن را به اندازه هر چیزی در معماری ایرانی موثر می سازد.

رنگ مفرغی آرام آجر تنها با حاشیه های تزئینی دودی و سفید جلوه گر می شود و بر حالت موقر آن می افزاید. ولی احساس تمامیت محص از كمال خود شكل ناشی می‌شود. این گنبد تك جداره قریب 900 سال بدون یك ترك خوردگی در كشوری زلزله خیز دوام آورده و شاهدی است بر «ریاضیات دقیق و مكانیك بی عیب» معمار عصر سلجوقی. آن هم مانند گنبد قابوس «به خاطر ابدیت ساخته شده است».

سایر مسجدهای مهم سلجوقی به سبك مسجد جامع اسلامی ساخته شده و خوشبختانه تعدادی از آنها در وضعیتی نسبتاً خوب باقی است. مسجد جامع اردستان (ج 1180)، زواره (1153) و گلپایگان (1120-35) همه تقریباً به همان سبك است. ولی در مقایسه با حالت قایم خوشه ناپذیری كه در گنبد شمالی اصفهان دیده می شود، در منطقه انتقال فشار آنها حالتی افقی نمایان دارد. آرایش آنها حالت افسرده ای دارد- مانند مسجد اردستان- و منحصر به بندكشی و حاشیه های گچ بری یا نقش های سفالی است كه به بنا كیفیتی مجرد ولی كاملاً جدی می بخشد. كاركردهای ساختاری به طور مؤكدی آشكار و هر مسجد دارای عظمت و شخصیتی مستقل است.

مسجد جامع بزرگ قزوین به خاطر داشتن فضای آرام شبستان كه در زیر گنبد بزرگی (به قطر 15 متر) قرار گرفته، حالت گیرائی دارد. گوشواره متقاطع در خالی بودن خود تقریباً دارای حالت ابتدایی است، بی آنكه هیچ شكل فرعی برای پر كردن آن در نظر گرفته شود و این سالها اسباب اشتغال خاطر معماران را فراهم می ساخت. آزاره ساده بلند تاكیدی است بر سادگی محض آن. ولی این ناشی از ضعف یا اشتباه طراح نیست، چون در اصل تقریباً سراسر دیوار قبله را محراب بزرگی پوشانده بود (شكل 140).

تنها از روی محرابهای دل انگیز این عصر در حیدریه و بقعه علویان می توانیم زیبائی آن را حدس بزنیم. ولی یقین داریم كه كیفیتی عالی داشته، زیرا سایر اجزایی كه باقی مانده از جمله دو ردیف كتیبه كه سراسر دور گنبد را پوشانده، دارای زیبائی فوق‌العاده است. ردیف بالایی یك كتیبه كوفی با شكوه و پائینی خط نسخ ظریفی است. هر دو سفید دارای زمینه آبی با نقشهای مو و پیچك با دلچسبی بی پیرایه‌ای كه شاید در اسلام بی نظیر باشد. دیوار به وسیله بندكشی با روح و گره‌های بزرگ تزئینی كه نمایشی از حلقه های پیچ در پیچ است، از حالت لختی آزاد شده. با محرابی عظیم و بغرنج كه در این چارچوب ساختمانی جا داده شده است. كل بنا تاثیری شاهانه داشته و سادگی محض شكل های اصلی درگیرایی آن نقش اساسی داشته است.

یك مدرسه زیبای كوچك به نام حیدریه (از اوایل سده 12) هم در قزوین وجود دارد (شكل 141-145) كه امروز به یك مسجد بزرگتر از سده 19 ملحق شده است. شاید زیباترین خط كوفی تمام ایران را در كتیبه آرایشی آن می توان دید. ولی محراب گچ بری آن هم با شكوه است. گوشواره های گرد آن، كه از قوس های بلند نوك تیز تشكیل شده، در قابهای زینتی هلالی بالای دیواره بازتاب یافته است. ردیف های آجر چینی تو در تو، شباهت آجر چین ها و آرایش های دقیق گچ بری جزئیات ثابت ولی غیر مهاجمی فراهم می سازد. در آرامگاهی در همدان به نام علویان مربوط به نیمه دوم سده 12 داخل بنا سراسر پوشیده از گچ بری های فوق العاده غنی است. و تا حدی به سبك حیدریه كار بزرگی است مستلزم قدرت فراوان. كشف هماهنگی های پنهان و مفهوم زینتی آن دارای لذت بی پایانی است.

این آثار بزرگ عصر سلجوقی در ایران مركزی، در شمال خاوری یعنی خراسان و كناره جیحون هم رقیبانی داشت. از آن جمله است: رباط ملك كه از گویاترین دیوانه‌های عصر اسلامی به شمار می رود وتنها یكی از دیواره های كاروانسرا باقی است (شكل 148).

همین قطعه كافی است تا به تنهایی نشان دهد كه در اینجا ساختمانی تنومند و بازدارنده از آجر ساده ساخته شده بود كه ا سادگی خود حكم یك دژ مرزی را داشت. یك ردیف پایه های تقریباً استوانه ای (كه بلندیشان 5 برابر قطرشان است) در بالا به طاق نماهایی متصل است كه شكل شان به طور آشكاری از گوشواره اقتباس شده به دیواره ساده برجستگی می‌بخشند. یك ردیف نقش آرایشی نشان دهنده ترنیزهای ساده است. این بنا كه در اواسط عصر اسلامی در خور توجه بوده سلیقه معماری سلجوقی را در انتخاب شكل های ساده و نیرومند نشان می دهد.

در یك ناحیه كاملاً بیابانی، بر جاده نیشابور به مرو، در سال 1155 سلطان سنجر یك كاروانسرا و كاخ ساخت كه به رباط شرف معروف است. این بنا از بیرون قلعه معتبری با دیواره های ساده بلند و با روی محكم است.

سر در زیبایی به صورت دو طاقنمای تو در تو دارد كه طاقنمای بیرونی دارای نواری از آجرهای برجسته و طاقنمای درونی دارای یك كتیبه كوفی گچبری است. در داخل، دو صمن بزرگ چهار ایوان، كه هر دو به صورت مسجد تجهیز شده و هر یك دارای محراب گچ بری ظریفی است. داخل بنا با طرحهای جسورانه و بدیعی از آجرهای كله و خوابیده تزئین شده به طوری كه از برجهای پیشین مانند برج علمدار دامغان و مناره ساوه متمایز می شود.

سلطان سنر در آرامگاهی در مرو به خاك سپرده شد كه شایسته شخصیتی والا و به فرجام بود. این آرامگاه كه پس از مرگ او در سال 1157 توسط یكی از خدمتگزاران وفادارش ساخته شد، اطاقی موقر و سنگین به شكل مكعب است به مساحت 725 متر مربع و گنبد كاشی آبی رنگی دارد كه اینك بخشی از آن فرو ریخته به بلندی 27 متر. شبكه دنده های تو در تو كه در داخل دیده می شود، ظاهراً بار گنبد را متحمل می‌كند، ولی در واقع احتمالاً بیشتر جنبه تزئینی و زینتی دارد تا ساختاری.

انتقال قطعی از قطعه شبستان به گنبد به صورت زیبائی انجام گرفته و آن به وسیله حجره های كنجی است كه گوشواره ها را پنهان كرده اند. در حالی كه آنها در بناهای اولیه سلجوقی به صورت ناشیانه ای بیرون زده بودند.

ساقه گرد گنبد، كه بیشتر اوقات به صورت هشت گوش لختی بود، به همان ترتیب طاقنمادار شده و شبستانهای آراسته به پایه های آجری با نقش های تزئینی از شدت حجم می كاهد، بی آنكه به سادگی كل بنا صدمه بزند.

مدخل اصلی در سمت مشرق است و مشرف به طلوع خورشید و مدخل غربی را با شبكه ای مسدود كرده اند. دو سمت دیگر ساده است و بدین ترتیب نقشه مناسب تری را برای آرامگاه عرضه كرده تا نقشه چهاردری سبك آتشكده كه در برخی آرامگاههای پیشین به كار رفته بود.

شبكه چینی آجری در گوشه ها موجب ورود نور به دالان اطراف پایه گنبد شده، كه پیشرفتی است نسبت به مقبره امیر اسماعیل و پیشگامی است نسبت به مقبره الجاتیو در سلطانیه. دیوارهای ساده با نوعی ساروج خاص دوره سلجوقی اندود شده كه در بندكشی آجرها به چشم می خورد. این مقبره آخرین و یكی از زیباترین نمونه‌های معماری سلجوقی است.

قیمت فایل فقط 15,000 تومان

خرید

برچسب ها : معماری ایران , دوره سلجوقی , معماری سلجوقی

نظرات کاربران در مورد این کالا
تا کنون هیچ نظری درباره این کالا ثبت نگردیده است.
ارسال نظر