امروز: شنبه 26 آبان 1397
دسته بندی محصولات
بخش همکاران
بلوک کد اختصاصی

دانلود مبانی نظری و پیشینه تحقیق نقص بینایی

دانلود مبانی نظری و پیشینه تحقیق نقص بینایی دسته: روانشناسی و علوم تربیتی
بازدید: 1 بار
فرمت فایل: docx
حجم فایل: 112 کیلوبایت
تعداد صفحات فایل: 50

دانلود مبانی نظری و پیشینه تحقیق نقص بینایی

قیمت فایل فقط 37,000 تومان

خرید

مقدمه

بینایی به فرد اجازه می‌دهد كه به كشف محیط بپردازد و با اشیا و افراد گوناگون تعامل برقرار كند. این اكتشاف‌ها و تعامل‌های اجتماعی، عناصر مهمی برای رشد فردی و اجتماعی فرد محسوب می‌شوند. بینایی به فرد كمك می‌كند تا از طریق فراهم آوردن انگیزه برای حركت، به افراد و اشیا مورد علاقه و محیط دسترسی پیدا كند. به طور خلاصه می‌توان گفت كه فقدان بینایی مانعی برای ادراك، یادگیری و سازمان‌دهی محیط از سوی افراد است؛ زیرا فقدان بینایی فرد را از دسترسی كافی به افراد دیگر و اشیایی كه در محیط وجود دارند باز می‌دارد. بینایی آنچنان اهمیتی در تحول فرد دارد كه حتی آسیب بینایی خفیف نیز اثر مخربی بر مهارت‌های بینایی- ادراكی و حركتی- بیانی او دارد (دو گروتی و موران[1]، 1982، به نقل از امیری مجد، 1382). نابینایی شایعترین معلولیت حسی است. بدون بینایی درك فرداز دنیای اطرافش متفاوت خواهد بود وهمین امر می‌تواند به مشكلات عاطفی و اجتماعی مانند عدم سازگاری، عدم فعالیت، فقدان علاقه به دیگران، افسردگی وخودپنداره پایین در فرد منجر شود. معلولیت نابینایی فرد را در شرایط بحرانی بسیارشدیدی قرارمیدهد و او را از فردی مستقل به فردی وابسته مبدل می‌سازد. نابینایی بامحدود و دگرگون كردن دامنه تجربه‌های فرد نابینا، كاهش توانایی حركت به اطراف وكاهش میزان کنترل محیط وارتباط باآن، رشد شناختی و عاطفی آنهارا تحت تأثیر قرار میدهد، بنابراین فقدان فرصت برای تجربه كامل محیط، میتواند رشد شخصی و اجتماعی فرد نابینا را با كاستیهایی روبه رو كند و به احساس بی‌كفایتی، وابستگی، عزت نفس پایین و در نهایت منجر به سازگاری اجتماعی، عاطفی و آموزشی كمتری گردد (ملکی تبار و همکاران، 1390).

فرد برای دسترسی به محیط به سه عامل نیاز دارد: اول علاقه فعال به محیط، دوم آمادگی زیستی و در آخر هم محیط قابل دسترس، افرادی كه مبتلا به آسیب بینایی هستند، در ارتباط با این سه عامل موانع عمده‌ای را جلوی روی خود می‌بینند كه مانع از دستیابی آسان آنها به محیط می‌شود. برخی از این مشكلات آسیب بینایی عبارت‌اند از: كمبود تحرك، ضعف ارتباطی، ضعف در پیشرفت اطلاعات، فقدان ادراك بینایی خوشایند، كمبود تفریح، كار‌ و فرصت‌های شغلی، فقدان احساس امنیت مالی، وابستگی فردی و اجتماعی و. . . (شان[2]، 1999، به نقل از شریفی درآمدی، 1380).

2-2-2 تعریف و طبقه‌بندی نقص بینایی

سه نمونه از رایج‌ترین تعاریفی كه در این زمینه ارائه شده است عبارتند از تعریف قانونی[3]، تعریف آموزشی[4] و تعریف سازمان بهداشت جهانی

الف- تعریف قانونی

تعریف قانونی (پزشكی) این تعریف در سال 1934 توسط انجمن پزشكی آمریكا ارائه گردید و از آن پس مورد قبول بنیاد آمریكایی نابینایان قرارگرفت. این تعریف در برگیرنده ارزیابی‌هایی از تیزی دیداری و میدان دید است و به قصد تعیین شرایط و مزایای قانونی موجود برای افراد نابینا مورد استفاده قرار می‌گیرد. انجمن روان پزشكی آمریكا این تعاریف را در سال 1934 ارایه كرده است و هنوز هم مورد قبول است. فرد نابینای قانونی به كسی گفته می‌شود كه تیز‌بینی او در چشم بهتر، حتی با استفاده از وسایل كمكی مثل عینك، 200/20 یا كمتر باشد. یا كسی كه مقدار دیدش آنقدر محدود است كه وسیع‌ترین قطر آن نتواند فاصله زاویه‌ای كه بیشتر از 20 درجه است را فرا گیرد. منظور از تیز‌بینی 200/20 این است كه شخص در فاصله 20 پای چیزی را می‌بیند كه یك فرد با دید عادی آن را در فاصله 200 پایی تشخیص می‌دهد و منظور از محدود بودن میدان دید این است كه شخص ممكن است در میدان مركزی دید دارای قدرت 200/20 بوده اما دید خارجی او بشدت محدود باشد. فرد نیمه بینا از نظر قانونی كسی است كه تیزبینی او در چشم بهتر و با وسایل كمك بینایی از 70/20 كمتر و از 200/20 بیشتر است. منظور از میزان بینایی 70/20 آن است كه آنچه را یك فرد سالم از فاصله 70 پایی می‌بیند، فرد كم‌بینا می‌تواند از فاصله 20 پایی تشخیص دهد (انجمن پزشکی آمریکا، 2004).

اسكات و ولف (1998) در تعریف نابینای قانونی متذكر می‌شود كه اكثر افراد نابینای قانونی از یك دید با درجات مختلفی برخوردار هستند. همچنین اشاره می‌كند كه در محدوده نابینایی قانونی شرایط و متغیرهای بی‌شماری وجود دارند، كه سبب می‌شود یك فرد بتواند كمتر یا بیشتر از 20/200 ببیند. به بیان دیگر از نابینایی مطلق تا کم بینایی كه بتواند از طریق عینك اصلاح گردد را شامل می‌شود (شریفی درآمدی، 1380).

ب- تعریف آموزشی

از نظر آموزشی به كسی نابینا گفته می‌شود كه با امكانات و روشهای مرسوم در آموزش و پرورش نتواند به اهداف آموزشی برسد و برای رسیدن به اهداف آموزشی باید از امكانات و روشهای خاصی استفاده كند. مثلاً استفاده از خطوط برجسته (بریل) و لوازم مربوط به آن، قلم بینایی، لوح ریاضی و غیره (نامنی، 1363).

ج- نابینا از نظر سازمان بهداشت جهانی[5]

كسانی كه دید آنها 6/60 باشد، یعنی آنچه را كه یك فرد در یك فاصله 60 متری می‌ببیند فرد نابینا در فاصله 6 متری ببیند نابینا گفته می‌شود (نامنی، 1363).

كریمی درمنی (1385)، آسیب دیدگان بینایی را به چهاردسته نابینایی مطلق، نابینا، نیمه بینا و دیربینا تقسیم كرده است: نابینای مطلق كسی است كه هیچ گونه دیدی ندارد و حتی نور نیز برای وی قابل رؤیت نیست. فرد نابینا كسی است كه قدرت بینایی وی، پس از حداكثر ترمیم، برابر با 200/2 است (دید نرمال 20/20 است)، به عبارت دیگر آنچه را كه با چشم عادی می‌توان در 200 قدمی (یا حدود 70 متری) دید، فرد نابینا تنها قادر است در20 قدمی (یا حدود 7 متری) و یا نزدیكتر ببیند.

نیمه بینا به فردی اطلاق می‌گردد كه قدرت بینایی در چشم برتر و با استفاده از وسایل كمك بینایی از 20/20 بیشتر و از 70/ 20 كمتر است و با استفاده از ذره بین و خطوط درشت و نظایر آن به مطالعه و آموزش می‌پردازد.

دیربینا به فردی اطلاق می‌شود كه با توجه به نقصی كه در بینایی اش وجود دارد از باقیمانده بینایی اش با استفاده از وسایل كمك بینایی، استفاده نسبی می‌نماید. بدیهی است قدرت دید او از 70/ 20 بیشتر است (كریمی درمنی، 1385).

باراگا (1976) كودكانی را نابینا می‌داند كه فقط توانایی ادراك نور را دارند و لذا برای آموزش خواندن باید از خط بریل یا روش‌های مشابه بدون استفاده از حس بینایی بهره گیرند. او كودكانی را كم بینا می‌داند كه در تشخیص اشیایی كه با فاصله از آنها قرار دارند دچار مشكل هستند، اما در تشخیص اشیا با مواردی كه در فاصله‌های كمتری از 60 سانتی متر می‌باشد مشكل چندانی ندارند. باراگا نوع سومی از این كودكان را تحت عنوان كودكان با اختلال در میدان دید اضافه می‌كند. این گروه در میدان دید خویش نقاط كوری دارند كه اگر چیزی در این نقاط قرار گیرند، برای آنها قابل رویت نمی‌باشند. در هر صورت نقص بینایی، معلولیتی را سبب می‌شود كه یادگیری را برای فرد دشوار می‌سازد (باراگا، 1976، به نقل از نادری، 1386).

2-2-3 علل نقص بینایی

بیشتر مشكلات بینایی از بد شكلی و بدكاری چشم‌ناشی می‌شود. بیشتر اختلال‌های بینایی در كودكان سنین مدرسه در نتیجه حوادثی هستند كه قبل از تولد یا حین تولد یا بلافاصله بعد از تولد روی می‌دهند. هاتفیلد[6] (1963، به نقل از رنجبر، 1384) یك طبقه‌بندی كلی و مختصر از اختلال‌های بینایی به عنوان سبب‌شناسی معرفی می‌كند:

1- مشكلات انكساری: شامل نزدیك بینی، دور بینی، آستیگماتیسم یا تاربینی.

2- ناهنجاری‌های عدسی: شامل انحراف عدسی، آب مروارید یا كدر شدن عدسی، فیبروپلازی یا سخت شدن بافت پشت عدسی.

3- نقایص شكبیه: شامل پیدایش رنگدانه و تحلیل شبكیه و آسیب شبكیه ناشی از دیابت و مشكلات كنترل عضله: شامل لوچی، نیستاگموس، تنبلی چشم.

4- سایر ناهنجاری‌ها: شامل آب سیاه، ضربه، اختلال در دید یا كوررنگی (رنجبر، 1384). كم بینایی و نابینایی دارای عللی است كه در زیر به آنها اشاره می‌شود:

1- عوامل مادرزادی: این نوع آسیب از بدو تولد با كودك است ضربه جنین یا نوزاد در حین تولد، بیماری‌های مادر به هنگام بارداری و یا عوامل ژنتیكی از عوامل ایجاد‌كننده كم بینایی و نابینایی است.

2- عوامل ژنتیكی وراثتی: این نوع از آسیب تحت تأثیر یك ژن نهفته بوجود می‌آید. مانند، نارسایی‌های انكسار نور (نزدیك بینی، [7] دوربینی[8]، تاربینی[9]).

3- عوامل محیطی كه خود به دو دسته تقسیم می‌شود:

شامل بیماری‌های عفونی (مننژیت)، آسیب مغزی، بیماری‌های چشمی (كاتاراكت یا آب مروارید، گلكوم یا آب سیاه، تراخم) (كریمی درمنی، 1385)، بیماری‌های ناشی از فقدان ویتامین A، ناهنجاری‌های بینایی كه به علت آبله، مخملك، مسمومیت الكلی، ضربه و تصادف پیش می‌آید می‌شود (افروز، 1382).

2-2-4 نحوه برخورد فرد نابینا با نقص بینایی

در زمینه پذیرش و عدم پذیرش واقعیت نابینایی دو گروه وجود دارند:

1- آنها كه واقع بینانه با نابینایی خود برخورد می‌كنند. آینده نگر، مستقل و پر تحرك هستند و نابینایی را مشكلی جدی تلقی نمی‌كنند. آنها با یك سلسله تعدیل‌ها، تطابق‌ها و تحمل ناملایمات، صبورانه خود را با دنیای نابینایی سازش می‌دهند و زندگی كاملاً طبیعی را طی می‌كنند. دارای خود كفایی جسمانی، اعتماد به نفس، استقلال مالی و موقعیت اجتماعی می‌باشند.

2- آنهایی كه توانایی سازگاری با نابینایی خود را ندارند ونمی‌توانند برای هموار ساختن عوارض و عواقب معلولیت خود چاره‌ای بیندیشند و به مرور زمان به اشخاص بیكار و متكی و بلاتكلیف تبدیل می‌شوند كه نه تنها به حیثیت فرد، بلكه به حیثیت روانی و اجتماعی سایر افراد نابینا نیز صدمه می‌زنند. اراده، امید و انگیزه ندارند واصولاً معلولیت خود را درك نمی‌كنند. برخی از آنها قوه تصمیم‌گیری و تعیین مسیر و حركت سازنده را ندارند و تحت فشارهای روانی بسیار شدیدی هستند. وجه اشتراكی كه در بین نابینایان كم‌تحرك و افسرده و نا امید دیده می‌شود نداشتن انگیزه و هدف است. آنها از چهار خلصت خودكفایی جسمانی، اعتماد به نفس، استقلال مالی و موقعیت اجتماعی برخوردار نمی‌باشند. آنها نه تنها بار نابینایی و محدودیت‌ها و وابستگی‌ناشی از آن را به دوش می‌كشند، بلكه احساسات راكد و منفی نسبت به شخصیت خود دارند و وجود خود را بیهوده و باطل می‌پندارند (مستعلمی و همکاران، 1384).

2-2-5 نکات ضروری در آموزش نابینایان

از جمله نکات مورد توجه در برنامه‌ریزی آموزشی نابینایان بدین قرار است:

1- توجه كامل به تفاوتهای فردی: در كلاس و آموزش انفرادی با در نظر گرفتن نارسایی بینایی، سن وقوع نقص بینایی، سوابق و وضعیت خانوادگی و وضعیت خانوادگی تفاوتهای هوشی و ویژگیهای فردی همه بیانگرآن است كه معلم ویژه دانش‌آموزان نابینا می‌بایست در كلاس درس به آموزش انفرادی توجه كامل داشته باشد بنابراین بهتر است تعداد دانش‌آموزان در هر كلاس 6 تا 8 نفر باشد.

2- تدارك اشیاء و وسایل ملموس در برنامه‌های آموزشی: افراد نابینا اطلاعات دانش خود را از طریق شنیداری و لمس كردن كسب می‌نمایند. لذا ضروری است كه به هنگام آموزش حتی الامكان وسایلی كه قابل لمس كردن می‌باشد در اختیار دانش‌آموزان نابینا قرار بگیرد.

3- توجه به كلیت و جامعیت برنامه‌های آموزشی: معلم در جهت آشنا نمودن دانش‌آموزان نابینا با وسایل و واقعیتهای محیط خارج لازم است در تدارك برنامه‌های آموزشی به تجارت همانند و یكپارچه‌ی رابطه امور نسبت به یكدیگر، توجه كامل داشته باشد. به عنوان مثال به جای صحبت از یك اداره واحد، از مجموعه‌ واحدهای یك شهر صحبت كند و یا به جای بحث روی یك واحد کامل از یك جز از آن واحد به طور كل بحث نماید و به عبارت دیگر به یكپارچگی و كلیت موضوع كاملاً توجه نماید. این روش در وسعت حوزه فعالیت و تداعی ذهنی نابینا بسیار مؤثر است.

4- ایجاد محركها و انگیزه‌های فوق العاده والدین در منزل و معلم در كلاس درس می‌بایست برای حركت و فعالیت‌های مختلف ذهنی و بدنی كودك نابینا انگیزه‌ها و محركاتی فراهم كنند تا زمینه خود جوش و فعالیت لازم در كودك ایجاد گردد و باید توجه داشت كه كودك نابینا در خانه برای شیء خاصی دست و پا نزده و از خود جنب و جوش حركتی نشان نمی‌دهد. زیرا كه شی ای خاص توجه او را جلب نمی‌كند، لذا عدم ایجاد انگیزه و تحریكات كافی در كودك نابینا به دلیل ضعف فعالیتهای مطلوب ذهنی و همچنین نقصان تحریكات جسمی لازم می‌گردد و این از موجبات اصلی فقر فرهنگی در كودكان نابیناست (افروز، 1382).


[1]- Dogeroty & Moran

[2]- Chan

[3]- Legal definition

[4]- Educational definition

[5]- World Health Organization

[6]- Hafilde

[7]- Myopla

[8]- Hypcrpia

[9]- Astigmatism

قیمت فایل فقط 37,000 تومان

خرید

برچسب ها : دانلود مبانی نظری , پیشینه تحقیق نقص بینایی

نظرات کاربران در مورد این کالا
تا کنون هیچ نظری درباره این کالا ثبت نگردیده است.
ارسال نظر